ثامن تم

حرکت به بالا
حرکت به پایین
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
شب های قدر تسلیت

فروشگاه قالب ثامن تم

پرداخت آسان و سریع

مبلغ-تومان:
نام شما :
ايميل :
موبایل :
توضیحات :

موزیک پلیر وبلاگ ها

موزیک پلیر مناسبتی باقابلیت تغییرآهنگ مناسبت ها،پلیری مناسب برای وبلاگ ها
موزیک پلیر مناسبتی ثامن تم

دریافت کد موزیک پلیر برای وبلاگ

دعا کنید پدرم شهید بشه .../ ثامن تم

شنیدم دختر خانمی میگفت:
فقط دعا كنيد پدرم شهيد بشه!
خشكم زد. گفتم دخترم اين چه دعاييه؟
گفت:آخه بابام موجيه!
گفتم خوب انشاالله خوب ميشه، چرادعاكنم شهيد بشه؟
گفت: آخه هروقت موج ميگيردش و حال خودشو نميفهمه شروع ميكنه منو مادر و برادرمو كتك ميزنه! ، امامشكل ما اين نيست!
گفتم: دخترم پس مشكل چيه؟
گفت: بعداينكه حالش خوب ميشه ومتوجه ميشه چه كاري كرده.شروع ميكنه دست و پاهاي همهمون را ماچ کردن و معذرت خواهي ميكنه.
ما طاقت نداريم شرمندگي پدرمون را ببينيم.
دعاكنيد پدرم شهيد بشه.....

مربوط به دسته : با شهدا
15
امتیاز مثبت به مطلب
14
امتیاز منفی به مطلب
1
16 نفر

آه ای شهید
ای کاش دوباره زنده میشدی و دوباره شهید میشدی
اما اینبار نه از زخم دشمن
از زخم جانکاه خودی ها
با شهادتت آینده رو برای ما خریدی
اما خرابش کردیم

بیا و دوباره آینده سازی کن
دل بر ما نبند، خودت بیا و دوباره شهید شو
شهید جهاد اکبر
شهید امر به معروف
شهید نهی از منکر

 منبع : ما همه رهسپاریم

مربوط به دسته : با شهدا
3
امتیاز مثبت به مطلب
3
امتیاز منفی به مطلب
0
3 نفر

چند شب یه جایی یه جمله ای رو خـــــــــــــــوندم که خـــــــــــیلی برام سنگین بود:

30 دی ماه روزی که حق مسلم ما پلب شد

و مـــــــــــــــاشرمنده شهدای هسته ایمان شدیم

شهدا شرمنده ایم
مربوط به دسته : با شهدا
6
امتیاز مثبت به مطلب
6
امتیاز منفی به مطلب
0
6 نفر
ثامن تم : جوان ترین شهید دفاع مقدس هسته ای

 گفتند بیا رئیس ایران خودرو باش ، گفت : ((نه!)) گفتند توی وزارت نفت پست بگیر ، گفت ((نه)) همین صنعت هسته ای ماندن می خواهد . زرنگ بود مصطفی ، بوهایی شنیده بود . بوی بهشت . نرفت و رسید .نیمه ی شب ، از نطنز رسیده بود تهران . صبح هنوز حسابی خسته بود که بلند شد . علیرضا را گذاشت روی دوشش و با همسرش رفتند راهپیمایی . نهم دی بود . سال 88.همسرش می گفت : قبل از عقدمان خواب دیدم ، هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته ام . روی سنگ مزار نوشته شده بود((شهید مصطفی احمدی روشن))تقدیر خواب خوبی برای داماد دیده بود .
پ ن :  فاتحه برای شهید عزیزمان از یاد نرود

منبع : ما همه رهسپاریم...

مربوط به دسته : با شهدا / دلنوشت
4
امتیاز مثبت به مطلب
3
امتیاز منفی به مطلب
1
5 نفر
قبلی 1 2 3 4 بعدی